تبليغاتX
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
خدایا منو مضطرکن

چیزی کم نزاشتی برام

وقتی ورق میزنم خواسته هامو توی شب قدر پارسال میبینم هرچی خواستم موبه مو ,حتی بیشتر برام مهیاکردی

آخه این همه لطف و کرم رو برای کی خرج میکنی؟

فکرمیکنی اگه این کارارو برام نمیکردی نمیگفتیم:میتونی

میتونی

کاری کردی که زبونم لال خودمو دیگه محتاجت نمیدونم

حالا امسال میخوام یه کم محتاجم کنی به خودت

محتاجبم همیشه

ولی گوشمو یه کم بپیجون

فقط محکم نه چون طاقتم کمه

حالا که خودم ازت خواستم اینو تخفیف بده

|+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:55  توسط دلنوشته وسنگ صبور  | 


  RSS 

 
business articles