سیدامشب می گفت: یه جایی رو این زمین هست که جمعیت زیادی سالی یکباراونجاجمع میشن ،مولاولی عصر عجل الله هم حضورداره،آقاهمه رو ازنزديک مي بينه وتک تک اونها رو ميشناسه،همه مردم هم آقا رومي بينن ولي ايشونو نميشناسن.
سيدمي گفت:خداخودش قول داده کسايي که اونجا جمع ميشن خواسته هاشونوبرآورده مي کنه وتمام گناهاشونو مي بخشه مثل اينکه تازه متولد شدن.
تصور يه همچين جايي برام خيلي سخته.قطعه اي ازبهشته يابهشت ازاون جداشده؟
خداخودش قول داده.مگه ميشه زيرقولش بزنه؟
چطور ميشه تصورکردآقا ما رو ببينه وماهم آقا رو ببينيم.
يعني خواب ما تعبير ميشه؟يعني آرزومون برآورده ميشه؟يعني تازه متولدميشيم؟
خداميگه:هرکی شک کنه که خدا اونوبخشيده يا حاجتشو داده يا نه،بزرگترين گناهو مرتکب شده.
چي بهترازاين؟
بزار پام به عرفات برسه، ميگم خدايا خودتو بهم بده.
|
+|
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 20:31  توسط دلنوشته وسنگ صبور
|