تبليغاتX
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
بر ذره گرنظر لطف بوتراب کند...
"من کجا و درگه پاکت،علی
من کجا و بوسه بر خاکت،علی
آمدم تا یک نظر سویم کنی
با نگاه لطف خود خوبم کنی
من بدم،اما دلم در بند توست
تشنه ی یک جرعه از لبخند توست"
هرچه با چیزی ارزش می یابد. ارزش کوههاي مرتفع به داشتن مولکولهاي طلاي آن است.
زمین خشک هرچقدرهم وسیع باشد قیمتی ندارد، زمین لم یزرع باآب چشه وچاه ارزش می یابد.
با آب می توان کویر خشک را گلستان نمود."هرجا آب باشد آبادانی هم هست"
......کجا چشمه ای سراغت هست که پایش بیدبن نروییده،هر آنجا زلال چشمه ای است سروی سرافراز قد کشیده که سرسبزی ز آب است و سروناز بی آب ،خشکیده خاری است بی مقدار،گلستان بی آب ،کویری تشنه و نا زیباست........علی،این فرزند برومند ابوطالب،ابر و آب و دریا و بوستان است.همو که کوچه پس کوچه ها ی مکه شاهدی است گویا بر رنج ومحنتی که هنگام به دوش کشیدن کیسه های نان و خرما می برد و چه شادمان وسبک بال ،لبخند رضامندی بر لب ،نیمه های شب باز می گشت.
مادران فرزند گرسنه،پیرمردان ناتوان ،کودکان یتیم و زنان شوی مرده ،عضو خانواده این ابرمرد سخاوتمند بودند.
در تنهایی تنهای خویش به این می اندیشم که او را چه می گذشت هنگامی که فقیری را می نگریست و برای کمک به وی چیزی نداشت.......
انسانی که همه بشریت را دوست دارد و برای رهایی کل مخلوق،با ثروت اندوزی در ستیز است.چه انسانی والاتر از او در کمال،الگویی تمام معرفت،عابدی که عبادت بهارش بود و هر روز و شبش بهاران.شکوفه های درخت زندگی اش همیشه بر شاخساران می در خشید.نیمه شبان یاس می کاشت و سحر گاهان یاسمن درو می کرد،سجاده اش هماره ستاره باران بود........
 
ارزش آدمي  به چیست؟با چه قیمت مي يابد؟ به گوهرش چگونه دربازار خريداردارد؟
کوير تشنه دل ما با آب محبت مولا سيراب ميشود و با جرعه ای از نگاه آسمانی اش پربار.
يک ذره از نظر لطف ايشان بندگان مفلوک را به عرش مي برد.
اکسيري ست اين محبت.......وقت است زر شویم........
             بر ذره گرنظر لطف بوتراب کند                       تا آسمان رود وکار آفتاب کند
                                                                یاعلی مدد
|+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 16:36  توسط دلنوشته وسنگ صبور  | 


  RSS 

 
business articles