تبليغاتX
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
کنارمعشوق با زبون روزه
شب جمعه ای دیگه رسید
شب عشق بازی عاشق با معشوقش و عشق بازی معشوق با عاشقش.
امشب همه عاشقا یه جاجمعند٬یه جایی که خاکش مقدس و نسیمش ملکوتیه.
آخه قربونت بشم ماکه ندیده عاشقت بودیم چرا مارو کشوندی اونجا و خودتو بهمون نشون دادی
که هرشب باید آه بکشیم ازدوریت و تو غم فراقت بسوزیم؟
آخه فدات شم من به چه درد تو می خورم که داری منو می سازی؟
با یه من عسل هم خوردنی نمیشم ها! گفته باشم.
نمیدونم چه سری تو این شب وجمعه و غروب جمعه هست که دل هر عشق زده ای رو خون میکنه.
هی لحظه شماری میکنه تا اون لحظه فرابرسه ولی وقتی اومد اینقدر اون لحظات سنگینی میکنه روش که طاقت نمیاره
چهارده شبه که دارم غسل میکنم
آخ نمیدونی چه لذتی داره بشینی کنار شیطون وبا خدا حرف بزنی
یه نگاه بی ارزش هم به شیطون نکنی  اونقدر خواروخفیفش کنی که دیگه این دوروبرا پیداش نشه
چه لذتی داره که تو این لحظات به خدا التماس کنی
چه مزه ای داره که خودتو براش لوس کنی وبزنی زیر گریه مثل یه بچه٬ بغض گلوتو فشاربیاره ونزاره تا اشکات جاری بشه و جشات ازقرمزی بخواد بزنه بیرون و هی تو گلوت باد کنی وزور بزنی و بخواهی یه چیزی بگی و آخرش هم ندونی چی میخوای بگی وچی میخوای بگیری ٬بعد خدابهت نگاه کنه وبا یه چشم هم زدن آرامبخش بهت بفهمونه که بسه دیگه فهمیدم چی میخواهی.
اونوقت بهت بگه میخوام برای خودم بسازمت.
بعد بهش التماس کنی که تو روخدا یه روز جمعه اجازه بده کنارمعشوقم با زبون روزه باشم و نمازصبحو بابیدارباش اون بخونم و تاغروب باهم ازخدا حرف بزنیم و غروب روزجمعه رو با دعای سمات به شب برسونیم و پای سفره باهم افطارکنیم.بعدش دستمونو بیاریم بالا و ازخدا تشکرکنیم.
بگیم خدایا ببخش وپا ک کن مارو از گناهانی  که جلوی مستجاب شدن دعا رو میگیریه
حدایا مارو ازگناهانی که باعث میشه ازتو دور بشیم پاک کن
ازگناهانی که جلوی پاکی مارو می گیره.
آمین یا رب العالمین
|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 17:1  توسط دلنوشته وسنگ صبور  | 


  RSS 

 
business articles