تبليغاتX
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
دلنوشته هايي براي تنهايي خودم
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
چله نشین گناه گذشته ام
هشت شبانه روز گذشت.
۳۲ روز دیگه باقی مونده.
اینهمه خدارو امتحان کردیم٬خداهم مارو امتحان کرده
شده یه بارهم خودمونو امتحان کنیم؟
اینهمه زیر قولمون زدیم٬ حتی به کسی که خیلی دوستش داریم هم بدقولی کردیم
چقدرخودمونو دوست داریم؟
وقتی به خودمون هم قول میدیم میزنیم زیرش؟
میخوام یه بار هم که شده خودمو امتحان کنم
چهل روز کمترگناه کنم٬بیشتر ثواب کنم٫کمتر کارمکروه انجام بدم٬بیشتر به مستحبات بپردازم
میخوام حکمت عدد چهل رو بیشتر درک کنم
میخوام ببینم گیر کارم در چیه؟  میخوام به خودم بفهمونم وقتی به خودم میگم خدا به قولش عمل نکرد دلیلش اینه که من هم به قولم عمل نکردم.
 وقتی من نمیتونم یا نمیخوام خودمو نگه دارم چه انتظاری دارم که خدامنو نگه داره؟
وقتی عرضه ندارم جلوی این شیطون لامصب بایستم چطوری توقع دارم خدا منو بالا ببره؟
اگه قراربود همه خوب باشن پس حکمت خلقت این ابلیس چیه؟
میخوام چهل روز چله نشین گناه گذشته خودم باشم.
میدونم که ازوقتی که این تصمیمو گرفتم همه گناهام بخشیده شده وانگار تازه متولدشدم ولی حالا میخوام لااقل به خودم بفهمونم که یادته این همه میگفتی "خدایا منو تازه متولد کن قول میدم آدم خوبی باشم ومثل آدم قبلی نباشم"؟
حالا این گوی و این میدون بیا وامتحان کن
غیبت دوستتو پشت سرش نکن٬به کسی تهمت نزن٬به مادرت بیشتر احترام بزار٬مراقب حرف زدنت باش٬مراقب نگاهت باش...
خودتو امتحان کن
|+| نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:49  توسط دلنوشته وسنگ صبور  | 


  RSS 

 
business articles